من شایسته بهترین ها هستم

دوستانی که لایق بهترین ها هستید سلام

من عکس بالا را ارسال کردم و گفتم دیدگاه خودتان نسبت خودتان چیست آن را برای من ارسال کنید کسی از دوستان این دیدگاه را نسبت به خود داشت که (معمولی) است و من چون چندین سال قبل این تجربه را داشتم تصمیم گرفتم جوابی قدرتمتد هم برای ایشان و همه شما عزیزانی که آن عکس را می بینید ارسال کنم و البته الان آنقدر خودم را قدرتمند می دانم آنقدر نتیجه ای بزرگ در زندگیم گرفتم و آنقدر متوجه هستم که بسیار بسیار بیشتر از آنچه که فکر می کنم هم برای خودم و هم برای جامعه مفید هستم
پس خودم را شایسته می دانم که بخواهم درباره این موضوع مطلب بنویسم

اسم من (بهداد) است و معنی اسم را همیشه همجا که خودم را معرفی می کنم می گویم شمای که با من در ارتباط هستید معنی اسم من را می دانید از معنی اسم خودم برای برچسب مثبت زدن به خودم استفاده می کنم و این عزت نفس و اعتماد به نفس را افزایش می دهد

بهداد = هدیه ای از سوی خدای مهربان

success

باور اینکه شما فردی معمولی هستید ؟ این یک باور ضعیف کننده است
چون با دیدن آن عکس اولین حرفی که به ذهن شخص رسید این بود که معمولی است

وقتی یک شخص خودش را معمولی بداند خودش را بی مصرف می داند و بعد احساس بی ارزشی می کند احساس گناه را هم تجربه خواهد کرد و این نوع تفکر عزت نفس و اعتماد به نفس شخص را بسیار کاهش می دهد

این نوع تفکر تا جای عزت نفس شخص را پایین می آورد که احساس پوچی کند شخص و احساس پوچی را تحربه کند و می دانید که احساس پوچی احساسی است که اگر کسی آن با شدت تجربه کند می تواند دست به خودکشی هم بزند

عزت نفس پایین پایین + احساس پوچی بسیار بد =با فکر خودکشی و اقدام برای خودکشی

همان کاری که کره شمالی با سربازهای امریکای کرد داستان زیر را حتما مطالعه کنید 👇

بعد از جنگ آمریکا با کره، ژنرال ویلیام مایر که بعدها به سمت روانکاو ارشد ارتش آمریکا منصوب شد، یکی از پیچیده ترین موارد تاریخ جنگ در جهان را مورد مطالعه قرار میداد.

حدود ۱۰۰۰ نفر از نظامیان آمریکایی در کره، در اردوگاهی زندانی شده بودند که از استانداردهای بین المللی برخوردار بود. زندان با تعریف متعارف تقریباً محصور نبود. آب و غذا و امکانات به وفور یافت میشد. از هیچیک از تکنیکهای متداول شکنجه استفاده نمیشد.

اما بیشترین آمار مرگ زندانیان در این اردوگاه گزارش شده بود. زندانیان به مرگ طبیعی می مردند. امکانات فرار وجود داشت اما فرار نمیکردند. بسیاری از آنها شب میخوابیدند و صبح دیگر بیدار نمیشدند. آنهایی که مانده بودند احترام درجات نظامی را میان خود رعایت نمیکردند و عموماً با زندانبانان خود طرح دوستی میریختند.

دلیل این رویداد، سالها مورد مطالعه قرار گرفت و ویلیام مایر نتیجه تحقیقات خود را به این شرح ارائه کرد:

«در این اردوگاه، فقط نامه هایی که حاوی خبرهای بد بودند به دست زندانیان رسیده میشد. نامه های مثبت و امیدبخش تحویل نمیشدند.

هر روز از زندانیان میخواستند در مقابل جمع، خاطره یکی از مواردی که به دوستان خود خیانت کرده اند، یا میتوانستند خدمتی بکنند و نکرده اند را تعریف کنند.

هر کس که جاسوسی سایر زندانیان را میکرد، سیگار جایزه میگرفت. اما کسی که در موردش جاسوسی شده بود هیچ نوع تنبیهی نمیشد. همه به جاسوسی برای دریافت جایزه (که خطری هم برای دوستانشان نداشت) عادت کرده بودند».

تحقیقات نشان داد که این سه تکنیک در کنار هم، سربازان را به نقطه مرگ رسانده است.

با دریافت خبرهای منتخب (فقط منفی) امید از بین میرفت.

با جاسوسی، عزت نفس زندانیان تخریب میشد و خود را انسانی پست می یافتند.

با تعریف خیانتها، اعتبار آنها نزد همگروهی ها از بین میرفت.

و این هر سه برای پایان یافتن انگیزه زندگی، و مرگ های خاموش کافی بود.

این سبک شکنجه، شکنجه خاموش نامیده میشود.

من عمیقا ایمان دارم وقتی شما اعتقاد داشته باشید با ارزش هستید مفید برای جامعه هستید به خودتان ایمان دارید دو ویژگی که همیشه در شما بودند را قدرت می بخشید ۱.اعتماد به نفس ۲.عزت نفس

we can
به خودتان برچسب های مثبت بزنید تا این دو ویژگی مثبت بیشتر در شما تقویت بشوتد و شما را به قدرتی برسانند که بتوانید به هر هدفی برسید

قطعا آینده ای بسیار بهتر از آنچه که انتظار دارید خواهید داشت

بهداد بخشی مدرس دوره های تخصصی اعتماد به نفس

Telegram.me/behdadbakhshi

شما همچنین ممکن است مانند سایر مقالات این نویسنده

٪ s را نظرات

  1. محمد كمال كرم اله می گوید

    سلام بر معلم و دوست عزيز بهداد
    محمد كمال هستم و با خواندن اين متن انرژي و انگيزه بسيار بسيار زيادي به دست اوردم.
    ممنونم واقعا بابت اين متن پر قدرت و مفيد و جذاب.
    ممنون ك مفيد هستي.

ترک یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.