آیا داشتن مدرک تحصیلی عالی مهم است ؟

آیا داشتن مدرک تحصیلی عالی مهم است ؟

 

من هر چقدر بیشتر مطالعه می کنم تحقیق می کنم به یک حقیقت تلخ می رسم

به این نتیجه می رسم که چقدر آسیب چقدر باور های نادرست به من وارد شد تا دیبلم را گرفتم و…

و خیلی برام جالب است این موضوع را به دوستان می گویم می پذیرند می گویند درست است

اما خوب ادم باید ادامه تحصیل بده مگه میشه لیسانس نداشته باشید

به استاد دانشگاه میگم میگه حق با شما است اما مدرک نیاز است

در دوران تحصیل به من چه آسیب های وارد شد

اجازه داده نشد از بچگیت لذت ببرم

کلی متحوای پوچ و بی ارزش به من یا داده شد که اصلا در زندگیم کاربرد ندارد

بعضی وقت ها پیش خودم فکر می کنم تو دیپلم را گرفتم ولی چقدر مطلب مفید یاد گرفتی واقعا به نتیجه ای نمی رسم

خیلی چیز های اشتباه و نادرست به من آموزش داده شد

اخرش هم بدون داشتن هیچ مهارتی

و…

موارد بسیاری وجود دارد که یک غالب یک پیام نمی شود همه انها را گفت

با افتخار دیپلم گرفتیم

حالا. گویند برو دانشگاه تحصیل کن توی جامعه ارزش تو را درک نمی کنند اگر تحصیل نکنید ؟انگار ارزش من را مدرک مشخص می کند

اجازه بدهید یک واقعیت را بگویم اگر فکر می کنید مدرک برای شما اعتبار است

عامل موفقیت است شما را نجات می دهد سخت در اشتباه هستید و این نوع از تفکر نشان دهنده اعتماد به نفس پایین است

که با هیچ مدرکی این اعتماد به نفس تقویت نخواهد شد

من در هر لحظه از زندگیم در تلاشم تا نگران تایید دیگران نباشم شاید به همین دلیل است این مطلب را می نویسم

 

من به شدت با دانشگاه.رفتن مخالف هستم و ایمان دارم دانشگاه رفتن یعنی دور ریختن زمان با ارزشی که خدای مهربان به ما داده است.

چون به تعداد انگشت های یک دستم ندیدم افراد موفقی که بخاطر دانشگاه رفتن موفق شده باشد

تحقیق های زیادی انجام دادم دیدم کسی در کار کامپیوتر موفق است

و رشتش کامپیوتر بوده و گفته یک درصد هم مطالب دانشگاه بهش کمک نکرده
یا بعضی از اقرادی که از من مشاوره می گیرند رشته انها با کار انها متفاوت است
و…
موارد بسیاری است که نمی توان همه انها در یک پیام نوشت

خیلی برام جالب است اکثر افراد می گویند دانشگاه سودی برای شان ندارد اما بازم دانشگاه می روند ؟

این نشان از ترس است این نشان از نگران تایید دیگران است

البته هدف من از نوشتن این پیام گله شکایت یا ناراحتی نیست هدفم است که بگم من خیلی بخاطر نگران حرف دیگران یودن در گذشته تجربه کسب کردم

و دوباره دوست ندارم آن تجربه را داشته باشم و اینکه به شما بگم خیلی از افراد روزانه کارهای را انجام می دهند تا تایید دیگران را به دست آورند ولی خودشان از آن موضوع بی خبر هستند

بازم تکرار می کنم هدف من شکایت یا چیزی مانند آن نیست چون از هر چیز شکایت کنید

باهاش مبارزه کنید شدتش بیشتر می شود این یکی از قانون های قانون جذب است هدفم اگاهی است

می خواهم برای شما بخشی از زندگی خودم را بگم که شاید نباید گفته شود

من سال ها دوست داشتم در رشته روان شناسی تحصیل کتم اما چون نگران تایید دیگران یودم متوقف شده بودم

بعد چند سال تحولی در زندگیم شکل گرفت و تصمیم گرفتم این توقف را بشکنم و هدفم را دنبال کنم

بعد از کلی تلاش و زحمت با کلی خوشحال و هدف وارد دانشگاه شدم

خیلی خوشحال بودم به هدف چند سالم رسیده بودم
ترم اول را خواندم ترم دوم حسم بد شد ترم سوم احساس گناه داشتم پیدا می کردم و ترم چهارم انصراف دادم

چرا بعد شش سال ارزوی این را داشتم برم دانشگاه وارد دانشگاه شدم بعد انصراف دادم؟

فکر می کنید این موضوع تصمیم گیری اسان بود ؟ من چند ماه به این تصمیم قکر کردم و خیلی برام راحت نبود
چند مورد را می گویم دلیل انصراف من این ها بود

واقعا چیزهای به اشتباه به من داشت آموزش داده می شد ؟جای تعجب بود

می دیدم یکی از استاد ها یکی از درس های تخصصی که زبان انگلیسی بود را می خواست یه ما یاد دهد اما هربار به کلمه ای می رسید

که معنی آن را نمی دانست و از دانشجو ها می خواست یروید با گوشی تون در دیکشنری و معنی این کلمه را به من بگوید و این کار شش یا هفت بار در هر کلاسش تکرار می شد

می دیدم دکتری را به دانشجوها می.گفت بروید کنفرانس دهید خودش می رفت اخر کلاس می نشست و سر کلاس چای می نوشید با گوشی فیلم نگاه می کرد 😄

وقتی تجزیه تحلیل می کردم می دیدم دارم از هدفم دور تر می شوم

و…

و اصلی ترین علت انصراف من از دانشگاه به این بود که سر کلاس یکی از بهترین استاد های دانشگاه مان بودم

ایشان یک حرف زد که من متشکرم از این استاد چون با این حرف راه درست را نشان من داد

گفت که بچه ها خوشحال نشید دارید این رشته را می خوانید حوگیر نشوید ها این رشته ای که دارید می خوانید صدسال پیش در دنیا از بین رفته ؟!

دقیقا یادم است همه دانشجوها سروصدا کردن پس چرا ما دارین درس می خوانیم اما من آن لحظه سکوت کرده بودم

و در فکر فرو رفتم و این گفته باعث شد من از دانشگاه انصراف دهم چون من هرروز هر ساعت و هر ثانیه ای زندگیم را ارزشمتد می دانم

حالا می فهمیدم چرا خیلی ها می روند پیش روان شناس و هیچ نتیجه ای نمی گیرند

دوست های عزیز فکر کنید اعتبار علم پزشکی کشورمان مال صد سال قبل باشد و الان مطابق با صد سال قبل برای مراجعه کنند ها دارو بنویسند

خوب این دارو یا مراجعه کنند را می کشد یا بی اثر خواهد بود

چون این دارو مال صد سال قبل است
دقیقا همین مورد دارد در علم روان شناسی ما رخ می دهد روان شناسی عمومی سال ها است

در دنیا از بین رفته اما اگر بخواهید در ایران رشته روان شناسی را بخوانید باید کارشناسی را حتما روان شناسی عمومی بخوانید

یک نفر وسواس فکری دارد می رود پیش روان شناس

روان شناس بهش می گوید باید ده جلسه بیاید

هر جلسه اینقدر پول بدهید و تازه معلوم نیست خوب بشوید یا نه

شخص مراجعه کننده فکر می کند دیوانه است دردی بی درمان است نا امید غمگین و ناراحت می شود

و پیش خودش فکر می کند

فقط دیوانه ها پیش روان شناس می روند ؟!

و اگر کمی فکر کمی تحزیه تحلیل کنید می بینید که اکثر افراد جامعه ما این باور را دارند

به همین دلیل و دلیل های بسیاری دیگر تصمیم گرفتم هرگز دانشگاه نروم برای همیشه از دانشگاه بیرون امدم

بسیار جالب است برای من به استاد دانشگاه می گم این اشتباه است

خودش هم می پذیرد اما چون در کتاب امده است آن را آموزش می دهد !

برای اولین بار است اینقدر رک دیدگاه خودم را نسبت به آموزش بیان می کنم

بارها در همایش ها و کارگاه های من عزیزانی شرکت کردن که مدارک بسیار بالا داشتند

اما انها واقعا خوشبخت نبودن

و من ترجیع می دهم شخصی بی مدرک باشم و شاد تا شخصی با مدرک و ناخوشبخت یا بیمار

 

به خیلی ها گفتم حرفم را پذیرفتند و گفتند اقای بخشی اما یدون مدرک نمی شود که

من اصلا این افراد را خوشبخت نمی دانم چون نگران تایید دیگران بودن همه وجود این افراد را گرفته است

من نگران تایید هیچ کس نبودم و همیشه گفتم مدرکم دیپلم است

و اگر زودتر تحولات در زندگیم شکل می گرفت حتی دیپلم هم نمی گرفتم چون آسیب های بسیاری به من رساند

شما زمانی می توانید نگران تایید دیگران نباشید که واقعا خودتان را دوست داشته باشید

پس پیشنهاد می کتم مقالعه مهمی که درباره است موضوع مهم نوشتم را مطالعه کتید برای مطالعه این مقاله اینجا کلیک کنید

به هیچ کس پیشنهاد نمی کنم برود دانشگاه

(مگر کسی که علاقه داشته باشد حس درونی اش این موضوع را بخواهد
بخاطر دل خودش بخواهد برود یا باید برای رسیدن به هدف برود دانشگاه مانند دکتر ها )

در غیر این صورت زمانی را که می خواهی بگذاری برای رفتن دانشگاه بگذار تا هدفت را در زندگی پیدا کتی و در آن رشد کنید

آن وقت ببنید چقدر بیشتر رشد خواهید کرد

من می خواهم باور کنید بدون رفتن در دانشگاه بدون داشتن

حمایت خانواده دوست اشنا کشور دولت بدون داشتن سرمایه اولیه هم می شود موفق بود

قطعا موفق تر از آن چیزی خواهید بود که خودتان انتظار دارید

بهداد بخشی . مدرس دورهای تخصصی اعتماد به نفس

Telegram.me/behdadbakhshi

شما همچنین ممکن است مانند سایر مقالات این نویسنده

٪ s را نظرات

  1. محمد می گوید

    سلام آقای بخشی–من کارشناسی پیوسته میخوانم و الان میتونم که درخواست فوق دیپلم بدهم و انصراف از دانشگاه///خودم واقعا راضیم این کار را انجام بدهم چون اصلا مدرگ گرا نیستم.ولی میترسم تو جامعه مشکل پیدا کنم .به نظرتون چکار کنم؟؟

    1. بهداد بهداد بخشی می گوید

      دوست ارزشمند من سلام درود بر شما برای مطالعه این پیام و پرسش مهمی که مطرح کردید

      دوست ارزشمند من زمانی که وارد دانشکاه شدم با هدفی قدرتمند وارد شدم ولی متوجه شدم آن مسیر من را از هدفم دور می کند به همین دلیل انصراف دادم بعد از انصراف هرروز ۲ تا ۳ ساعت مطالعه می کنم و… تا بتوانم در کلاس هایم مطالبی را بگویم که دیگران نمی توانند آنها را بیان کنند

      می خواهم بگویم من با برنامه و هدف وارد دانشگاه شدم و با برنامه ای دقیق تر از دانشگاه خارج شدم

      پیشنهاد من این است اگر هدف دارید دانشگاه ایران شما را به هدف تان نزدیک می کند ! حتما ادامه بدهید

      اگر هدف و برنامه دارید و دانشگاه شما را از هدف دور می کند دانشگاه را رها کنید

      اگر کلا بدون هدف و برنامه وارد دانشگاه مانند ۸۰ درصد افراد این شما را به جای نمی رساند و دانشگاه رفتن به این شکل برای خوشبخت شدن بی فایده است

      من اعتقاد دارم بسیاری از افراد نیاز است دانشگاه را رها کنند

      اما هرروز تحصیل کنند مطالعه کنند برنامه های آموزشی و موثر تماشا کنند

ترک یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.